بوی عیدی بوی توپ

** اگر چه نوروزمون هم مثل زندگیمون بی رنگ شده **
** اگرچه نوروز خوابی بود در لحظه های خیس کودکی **
** اما چه میشه کرد زندگی باید کرد **
***** عیدتون مبارک *****
*** تیک تیک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست پس غنیمت دان و بی عاری مکن ***

![]()
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ
با اینها زمستون و سر میکنم ، با اینها خستگیم و در میکنم
![]()
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخورده لای کتاب
با اینها زمستون و سر میکنم ، با اینها خستگیم و در میکنم
![]()
فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاده
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینها زمستون و سر میکنم ، با اینها خستگیم و در میکنم
![]()
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتمام گذاشتن جریمه های مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینها زمستون و سر میکنم ، با اینها خستگیم و در میکنم
![]()
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یک آبتنی
با اینها زندگی رو سرمیکنم ، با اینها خستگیم و درمیکنم
![]()

ما گروهی از دانشجویان مهندسی کامپیوتر پیام نور تهران هستیم .